پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۱۳

گر مقصر شدم به خدمت تو

بد مکن بر رهی کمانی خویش

بهترین خدمتست آنکه رهی

دور دارد ز تو گرانی خویش

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۵ثنا گفتیم ما مر خواجه‌ای را
  2. شمارهٔ ۱۱۶ای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرف
  3. شمارهٔ ۱۱۷بجهم از بد ایام چنانک
  4. شمارهٔ ۱۱۸گفت بر دوخته مرا شعری
  5. شمارهٔ ۱۱۹طلوع مهر سعادت به ساحت اقبال
  6. شمارهٔ ۱۲۰تو مرا از نسب و جان و خرد خویش منی
  7. شمارهٔ ۱۲۱هر چند در میان دو گویم زمین و چرخ
  8. شمارهٔ ۱۲۲آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.