پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۲۰

تو مرا از نسب و جان و خرد خویش منی

من از آمیزش این چار گهر خویش توام

تو همه روزه بیاراسته چون دین منی

من همه ساله برهنه شده چون کیش توام

پیش من حسن همانست که تو پیش منی

نزد تو عیب چنانست که من پیش توام

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۲آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم
  2. شمارهٔ ۱۲۳زشت همی گویی هر ساعتم
  3. شمارهٔ ۱۲۴چو بر قناعت ازین گونه دسترس دارم
  4. شمارهٔ ۱۲۵ای یوسف نامی که همیشه چو زلیخا
  5. شمارهٔ ۱۲۶عمر دو نیمه‌ست و ازین بیش نیست
  6. شمارهٔ ۱۲۷چند روزی درین جهان بودم
  7. شمارهٔ ۱۲۸از زهر به مغزم رسید بویی
  8. شمارهٔ ۱۲۹خواجه بفزود ولیکن به درم
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.