پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۲۸

از زهر به مغزم رسید بویی

بفگند هم اندر زمان ز پایم

زهری که به بویی بیازمودم

آن به که به خوردن نیازمایم

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۰چون من بره سخن درون آیم
  2. شمارهٔ ۱۳۱گاهی ز دل بود گله گاهی ز دیده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۳۲از خلد برین یاد کنم روی تو بینم
  4. شمارهٔ ۱۳۳دی بدان رستهٔ صرافان من بر دَرِ تیم
  5. شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح عمادالدین محمدبن منصورای محمد نام و احمد خلق و محمودی شیم
  6. شمارهٔ ۱۳۵ - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتندما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
  7. شمارهٔ ۱۳۶گر تو به دو گانه‌ای ز ما پیشی
  8. شمارهٔ ۱۳۷ای علایی ببین و نیک ببین
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.