پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۳۷

ای علایی ببین و نیک ببین

که زمانه ستمگریست عظیم

گه ز چوبی کند دمنده شنکج

گه ز گوساله‌ای خدای کریم

هر کرا فضل نیست نیم پشیز

به شتر وار ساو دارد و سیم

وانکه چون تیغ جان ربای از فضل

موی را چون قلم کند به دو نیم

به خدای ار خرانش بگذارند

بی دو دانگ سیه بر آخور تیم

اینهمه قصه و حکایت چیست

وینهمه عشوه و تغلب و بیم

به بهشت خدای نگذارند

بی زر و سیم طاعتی ز رحیم

شاعرانی که پیش ازین بودند

همه والا بدند و راد و حکیم

باز در روزگار دولت ما

همه مأبون شدند و دون و لییم

به دو شعر رکیک ناموزون

که بخوانند ز گفتهای قدیم

کون فراخی حکیم و خواجه شود

چکند رنج بردن تعلیم

لاجرم حرمتی پدید آید

شاعران را به گرد هفت اقلیم

که به پنجاه مدحشان ممدوح

ندهد در دو سال نانی نیم

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۹چند گویی که زحمتت کردم
  2. شمارهٔ ۱۴۰منم آن مفلسی که کیسهٔ من
  3. شمارهٔ ۱۴۱ای به عین حقیقت اندر عین
  4. شمارهٔ ۱۴۲چنگری ای پارسا در عاشق مسکین به کین
  5. شمارهٔ ۱۴۳در طریق دین قدم پیوسته بوذر وار زن
  6. شمارهٔ ۱۴۴پای بلقاسم ز پای بلحکم بشناس نیک
  7. شمارهٔ ۱۴۵زهرهٔ مردان نداری خدمت سلطان مکن
  8. شمارهٔ ۱۴۶ای برادر خویش را زین جمع خودبینان مکن
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.