پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۴۶

ای برادر خویش را زین جمع خودبینان مکن

کار دشوارست تو بر خویشتن آسان مکن

صحبت هر ناکسی مگزین و رنج دل مبین

روی بر ایشان مدار و پشت بر ایشان مکن

عقل سلطانست و فرمانش روان بر جان و دل

رو چو مردان روز و شب جز خدمت سلطان مکن

مرد باش و گرم رو در راه مردان روز و شب

تیغ گیر و زخم زن دین از زبان ویران مکن

گر زلیخا نیستی در آسیای مهر آس

بیهده چندین حدیث یوسف کنعان مکن

چند بر موسی حدیث طور و اخبار کلیم

بدعت فرعون مدار و طاعت سلمان مکن

هفت چرخ و چار طبع و پنج حس محرم نیند

روی جز در حق مدار و حکم جز قرآن مکن

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۸یک روز بپرسید منوچهر ز سالار
  2. شمارهٔ ۱۴۹روزگاریست که کان گهرند
  3. شمارهٔ ۱۵۰خواهد که شاعران جهان بی صله همی
  4. شمارهٔ ۱۵۱چو شعر حکیمانه گفتم ترا
  5. شمارهٔ ۱۵۲هر که چون کاغذ و قلم باشد
  6. شمارهٔ ۱۵۳ای خرد را جمال و جان را زین
  7. شمارهٔ ۱۵۴ - در مدح جمال المعاشرین قوالای جمال معاشران چونست
  8. شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح بهرامشاهخواجه سلام علیک کو لب چون نوش او
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.