پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۴۹

روزگاریست که کان گهرند

اندرین وقت همه بی‌سنگان

بی‌بنان گشته همه بیداران

بیسران مانده همه سرهنگان

همه خردان بزرگ‌اندیشان

همه پستان دراز آهنگان

همه بیدستان در وقت دهش

باز گاه ستدن با چنگان

از چنین مردم نیکو سیرت

گوی بردند همه با رنگان

آنکه یک ماجره دارد در شیر

بیم از آن نیست به خانه لنگان

کودکان با خر و با اسب شدند

ما پیاده همه لنگان لنگان

فاخره دارد شیرینی و بس

تیز بر سبلت سبز آرنگان

هر کرا نیست سر موزه فراخ

چون من و تو بود از دلتنگان

هر که با شرم و حفاظست کنون

هست در خدمتشان چون گنگان

از سر همت و پاک اصلی خویش

ننگ می‌دارم از این بی‌ننگان

در خشو گادن اگر اقبالست

در ره و مذهب با فرهنگان

کار بس یوسف در گر دارد

تیز در ریش سحاق سنگان

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۱چو شعر حکیمانه گفتم ترا
  2. شمارهٔ ۱۵۲هر که چون کاغذ و قلم باشد
  3. شمارهٔ ۱۵۳ای خرد را جمال و جان را زین
  4. شمارهٔ ۱۵۴ - در مدح جمال المعاشرین قوالای جمال معاشران چونست
  5. شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح بهرامشاهخواجه سلام علیک کو لب چون نوش او
  6. شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح بهرامشاهخواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او
  7. شمارهٔ ۱۵۷ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسفرفت قاضی بلمعالی ای سنایی آه کو
  8. شمارهٔ ۱۵۸ - در هجای علی سه بوسشایا کشیخان بد اصل ای سه بوسش
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.