پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح بهرامشاه

خواجه سلام علیک کو لب چون نوش او

پستهٔ دربار او لعل گهر پوش او

کی به اشارت ز دور چشم ببیند لبش

زان که نداند همی شکل لبش هوش او

چشم کجا بیندش از ره صورت از آنک

هست نهان جای عقل در لب خاموش او

جای فرشتست و دیو چشم قوی خشم او

حجلهٔ عقلست و جان گوش سخن کوش او

گشت پر از ابرویم چشم جهانی از آنک

خرمن مهرست و ماه قند ز شب پوش او

مایه قهرست و لطف ناوک دلدوز او

پایهٔ کفرست و دین جوشن و شب پوش او

از سر شوخی و ناز برکشد او چشم تو

گر تو ز زور و دروغ بر نکشی گوش او

دی چو سناییش دید نیک بر بندگیش

تا به ابد مانده گیر غاشیه بر دوش او

در هوس هجر او دوزخیانند خلق

شاه بهشتست و بس از بر و آغوش او

سلطان بهرامشاه آنکه بود روز صید

کرکس و شیر فلک پشه و خرگوش او

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۷ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسفرفت قاضی بلمعالی ای سنایی آه کو
  2. شمارهٔ ۱۵۸ - در هجای علی سه بوسشایا کشیخان بد اصل ای سه بوسش
  3. شمارهٔ ۱۵۹با تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدل
  4. شمارهٔ ۱۶۰در چشمت ای رفیقک ای خام قلتبان
  5. شمارهٔ ۱۶۱ - تقاضای گوشت و انگورای چو ماهی نشسته در خرگاه
  6. شمارهٔ ۱۶۲ - در رثای محمد بهروزاعتقاد محمد بهروز
  7. شمارهٔ ۱۶۳گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
  8. شمارهٔ ۱۶۴ای فلک شمس شرف جاه تو
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.