پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۹

با تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدل

نه بدان کز راه عقل و معرفت پیشم ز تو

باز کز تو دور باشم هیچ نندیشم ز کس

از تو نندیشم چرا زیرا که نندیشم ز تو

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۱ - تقاضای گوشت و انگورای چو ماهی نشسته در خرگاه
  2. شمارهٔ ۱۶۲ - در رثای محمد بهروزاعتقاد محمد بهروز
  3. شمارهٔ ۱۶۳گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
  4. شمارهٔ ۱۶۴ای فلک شمس شرف جاه تو
  5. شمارهٔ ۱۶۵بخور من بود دود درمنه
  6. شمارهٔ ۱۶۶ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده
  7. شمارهٔ ۱۶۷ای زده بر فلک سراپرده
  8. شمارهٔ ۱۶۸این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.