پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۶۶

ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده

واقف شده بر معرفت خرقه و خورده

بر ظاهر خود نقش شریعت بگشادم

در باطن خود حرف حقیقت بسترده

با هستی خود نرد فنا باخته بسیار

صد دست فزون مانده و یک دست نبرده

در آرزوی کوی خرابات همه سال

اول قدم از راه خرابی بسپرده

ایمن شده از عمر خود و گشت شب و روز

در بی‌خردی کیسه به طرار سپرده

ور زان که ترا نیستی ای خواجه تمناست

هان تا نکنی تکیه بر انفاس شمرده

زان پیش که نوبت به سر آید تو در آن کوش

تا مردهٔ زنده شوی ای زندهٔ مرده

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۸این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه
  2. شمارهٔ ۱۶۹شغل سرهنگان دین از مرد متواری مجوی
  3. شمارهٔ ۱۷۰تا کی اندر راه دین با نفس دمسازی کنی
  4. شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح خواجه اسماعیل شنیزیعلم و عمل خواجه اسماعیل شنیزی
  5. شمارهٔ ۱۷۲اگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستی
  6. شمارهٔ ۱۷۳پسری دیدم پوشیده قبای
  7. شمارهٔ ۱۷۴به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم
  8. شمارهٔ ۱۷۵سخا و سخن جان محض‌ست ایرا
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.