پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۷۲

اگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستی

بر تخت تو اندر دین بر از عرش مجیدستی

وگر امروز طبع تو ز طراری نه طاقستی

وگر غفلت ز رزاقی زر فرد آفریدستی

ز عشق آن یکی سلطان طاعت شادمان بودی

ز رشک آن دگر شیطان شهوت مستزیدستی

تو مستی زان نیاری رفت در بازار عشاقان

اگر زر بودیی بر سنگ صرافان پدیدستی

همیشه این همی خوانی که دست من درین عالم

گشاده‌تر ز دست و تیغ سلطان عمیدستی

همیشه خواب این بینی که یارب کاشکی دانم

سر انگشت من صندوق خلقان را کلیدستی

اگر بخت و رضا در تحت رای بلحکم بودی

وگر لوح و قلم در دست شاگرد یزیدستی

نباشد آنکه تو خواهی و گر نه این چنین بودی

همه رو سالکان خواهند گر هر روز عیدستی

اگر بودی دلت مشتاق در گفتار بسم‌الله

ترا هر دم هزاران نعرهٔ «هل من مزید» ستی

وگر عاجز سنایی نیستی در دست نااهلان

ز سر سامری عالم پر از پیک و بریدستی

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۴به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم
  2. شمارهٔ ۱۷۵سخا و سخن جان محض‌ست ایرا
  3. شمارهٔ ۱۷۶نکند دانا مستی نخورد عاقل می
  4. شمارهٔ ۱۷۷کسی را کو نسب پاکیزه باشد
  5. شمارهٔ ۱۷۸شربهای جهان همه خوردیم
  6. شمارهٔ ۱۷۹شد دیدهٔ من سپید از وعدت
  7. شمارهٔ ۱۸۰ - از زبان تیر خراسای لاف زنی که هر کجا هستی
  8. شمارهٔ ۱۸۱برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.