پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۷۶

نکند دانا مستی نخورد عاقل می

ننهد مرد خردمند سوی مستی پی

چه خوری چیزی کز خوردن آن چیز ترا

نی چون سرو نماید به مثل سرو چو نی

گر کنی بخشش گویند که می کرد نه او

ور کنی عربده گویند که او کرد نه می

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۸شربهای جهان همه خوردیم
  2. شمارهٔ ۱۷۹شد دیدهٔ من سپید از وعدت
  3. شمارهٔ ۱۸۰ - از زبان تیر خراسای لاف زنی که هر کجا هستی
  4. شمارهٔ ۱۸۱برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست
  5. شمارهٔ ۱۸۲چون به ملک اندر بر آرد گردی از مردان مرد
  6. شمارهٔ ۱۸۳ - هم در هجای معجزی شاعرمعجز معجزی پدید آمد
  7. شمارهٔ ۱۸۴ - در رثای امیر معزیشد باز گهر طبع گهرزای معزی
  8. شمارهٔ ۱۸۵ - و نیزسخن را به خواب اندرون دوش گفتم
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.