پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۸۰ - از زبان تیر خراس

ای لاف زنی که هر کجا هستی

قصه ز روزن و سرای آری

تا کی سوی من نه از ره غیرت

از بهر نظاره روی و رای آری

پندی بشنو که تا چو مخدومم

مختار شوی گر آن بجای آری

شو راستیی چو من به دست آور

تا چرخ چو من به زیر پای آری

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۲چون به ملک اندر بر آرد گردی از مردان مرد
  2. شمارهٔ ۱۸۳ - هم در هجای معجزی شاعرمعجز معجزی پدید آمد
  3. شمارهٔ ۱۸۴ - در رثای امیر معزیشد باز گهر طبع گهرزای معزی
  4. شمارهٔ ۱۸۵ - و نیزسخن را به خواب اندرون دوش گفتم
  5. شمارهٔ ۱۸۶ - در هجای علی سه بوسشای سه بوسش به آدمی ناژی
  6. شمارهٔ ۱۸۷به شعر اندرت مردم خواندم ای خر
  7. شمارهٔ ۱۸۸روی من شد چو زر و دیده چو سیم
  8. شمارهٔ ۱۸۹زشتم خواندی و راست گفتی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.