پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۸۶ - در هجای علی سه بوسش

ای سه بوسش به آدمی ناژی

زن تو راستست و تو کاژی

از بغیضان جام و باخرزی

وز عوانان ملین و باژی

از خسیسی که هستی ای ملعون

بر ... زن چو ماکیان کاژی

از ستاره همه ربایی گوشت

ای زنت روسبی غلیواژی

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۸روی من شد چو زر و دیده چو سیم
  2. شمارهٔ ۱۸۹زشتم خواندی و راست گفتی
  3. شمارهٔ ۱۹۰خسرو از مازندران آید همی
  4. شمارهٔ ۱۹۱ - در هجای شهابیمرا شهابی گر هجو کرد صد خروار
  5. شمارهٔ ۱۹۲خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
  6. شمارهٔ ۱۹۳ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی
  7. شمارهٔ ۱۹۴خود درشتی گر ببیند کور چشم و کور دل
  8. شمارهٔ ۱۹۵احوال خود چه عرض کنم هر زمان همی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.