پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۹۲

خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد

اندر حکایت خلفا زید باهلی

گفتا که داد مامون یک شب دو بدره زر

بر نغمت سحاق براهیم موصلی

کس کرد و باز خواست دگر روز بدره‌ها

گفتا فساد باشد و نوعی ز جاهلی

«هو ینصرف» لقبش نهادند مردمان

واندر زبان گرفتش هر کس به مدخلی

لاینصرف تویی ز بزرگان روزگار

وینک ز نام خویش مر این را دلایلی

در نحو وزن افعل لاینصرف بود

نام تو احمدست به میزان افعلی

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۹۴خود درشتی گر ببیند کور چشم و کور دل
  2. شمارهٔ ۱۹۵احوال خود چه عرض کنم هر زمان همی
  3. شمارهٔ ۱۹۶گوگرد سرخ خواست ز من سبز من پریر
  4. شمارهٔ ۱۹۷ - در رثاءتابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی
  5. شمارهٔ ۱۹۸هم اکنون از هم اکنون داد بستان
  6. شمارهٔ ۱۹۹چونت نپرسم بگویی اینت کراهت
  7. شمارهٔ ۲۰۰اگر بد گمان گشتی ای دوست بر من
  8. شمارهٔ ۲۰۱ - در هجای معجزیحاجت صد هزار ... قوی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.