پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۹۰

خسرو از مازندران آید همی

یا مسیح از آسمان آید همی

یا ز بهر مصلحت روح‌الامین

سوی دنیا زان جهان آید همی

یا سکندر با بزرگان عراق

سوی شرق از قیروان آید همی

«ریگ آموی و درازی راه او

زیر پامان پرنیان آید همی»

«آب جیحون از نشاط روی دوست

اسب ما را تا میان آید همی»

رنج غربت رفت و تیمار سفر

«بوی یار مهربان آید همی»

این از آن وزنست گفته رودکی

«یاد جوی مولیان آید همی»

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۹۲خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
  2. شمارهٔ ۱۹۳ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی
  3. شمارهٔ ۱۹۴خود درشتی گر ببیند کور چشم و کور دل
  4. شمارهٔ ۱۹۵احوال خود چه عرض کنم هر زمان همی
  5. شمارهٔ ۱۹۶گوگرد سرخ خواست ز من سبز من پریر
  6. شمارهٔ ۱۹۷ - در رثاءتابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی
  7. شمارهٔ ۱۹۸هم اکنون از هم اکنون داد بستان
  8. شمارهٔ ۱۹۹چونت نپرسم بگویی اینت کراهت
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.