پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۷۰

تا کی اندر راه دین با نفس دمسازی کنی

بر در میدان این درگاه طنازی کنی

کوزه و ابریق برداری و راه کج روی

جامهٔ صدیق در پوشی و غمازی کنی

ور تو خواهی کز کمان شهوت و تیر نفاق

از سر انگشت دف زن ناوک‌اندازی کنی

نزد مغفرها ستور لنگ گردی و آنگهی

پیش معجرها حدیث از مرکب تازی کنی

چون به کنجی باز بنشینی و با یاران حدیث

از گل و گرمابه و از شانهٔ رازی کنی

رو به گرد خاکبازی گرد کین آن راه نیست

کاندرین ره با براق خلد خر تازی کنی

تا تو خود کی مرد آن باشی که خود را چون خلیل

در کف محنت چو گوی پهنهٔ غازی کنی

نیست سودای دفاع تو که در بازار صدق

با خس و خاشاک می‌خواهی که بزازی کنی

وقت آب و تخم کشتن گشته شیطان را قرین

وقت خرمن کوفتن با موسی انبازی کنی

مگذران در لهو و بازی عمر لیکن روز حشر

کیفر آن گاهی بری با حور عین بازی کنی

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۲اگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستی
  2. شمارهٔ ۱۷۳پسری دیدم پوشیده قبای
  3. شمارهٔ ۱۷۴به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم
  4. شمارهٔ ۱۷۵سخا و سخن جان محض‌ست ایرا
  5. شمارهٔ ۱۷۶نکند دانا مستی نخورد عاقل می
  6. شمارهٔ ۱۷۷کسی را کو نسب پاکیزه باشد
  7. شمارهٔ ۱۷۸شربهای جهان همه خوردیم
  8. شمارهٔ ۱۷۹شد دیدهٔ من سپید از وعدت
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.