پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۶۹

شغل سرهنگان دین از مرد متواری مجوی

سیرت ابرار را در طبع اضراری مجوی

از هوای فقر مردان کاخ فغفوری مخواه

در سرای سوز سلمان تخت جباری مجوی

در میان دوکدان لاف هر تردامنی

نیزه و گرز و کمان و تیر عیاری مجوی

دل که در سودا غمی شد بینی از بویش مگیر

در خرابهٔ بام گلخن طبل عطاری مجوی

خلعت بوذر نداری گام دینداری منه

قوت حیدر نداری نام کراری مجوی

خار پای راه درویشان آن درگاه را

در کف دست عروس مهد عماری مجوی

هر کسی را نور صدق عشق این ره کی دهد

صورت خورشید را اندر شب تاری مجوی

گرد طاووسان دین گرد و بمان اوباش را

در دهان زاغ پیسه مشک تاتاری مجوی

بر سر طور هوا طنبور شهوت می‌زنی

عشق داری لن ترانی را بدین خواری مجوی

ور تو خواهی نفس شیطان از تو بیزاری کند

نام عشق دوست را جز از سر زاری مجوی

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح خواجه اسماعیل شنیزیعلم و عمل خواجه اسماعیل شنیزی
  2. شمارهٔ ۱۷۲اگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستی
  3. شمارهٔ ۱۷۳پسری دیدم پوشیده قبای
  4. شمارهٔ ۱۷۴به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم
  5. شمارهٔ ۱۷۵سخا و سخن جان محض‌ست ایرا
  6. شمارهٔ ۱۷۶نکند دانا مستی نخورد عاقل می
  7. شمارهٔ ۱۷۷کسی را کو نسب پاکیزه باشد
  8. شمارهٔ ۱۷۸شربهای جهان همه خوردیم
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.