پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۶۵

بخور من بود دود درمنه

چنین باشد کسی را کو درم نه

چو بی سیمم ولی دایم به شکرم

تقاضا گر ملازم بر درم نه

اگر گردون به کام من نگردد

چه گویی بردهٔ خود بر درم نه

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۷ای زده بر فلک سراپرده
  2. شمارهٔ ۱۶۸این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه
  3. شمارهٔ ۱۶۹شغل سرهنگان دین از مرد متواری مجوی
  4. شمارهٔ ۱۷۰تا کی اندر راه دین با نفس دمسازی کنی
  5. شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح خواجه اسماعیل شنیزیعلم و عمل خواجه اسماعیل شنیزی
  6. شمارهٔ ۱۷۲اگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستی
  7. شمارهٔ ۱۷۳پسری دیدم پوشیده قبای
  8. شمارهٔ ۱۷۴به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.