پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۸ - در هجای علی سه بوسش

ایا کشیخان بد اصل ای سه بوسش

علی نامی دریغ این نام بر تو

ز هر خلقی که ایزد آفریدست

بتر سگ دم و از سگ دم بتر تو

ترا ز جملهٔ اهل نشابور

پدر ننگ آمد و ننگ پدر تو

مرا سعد علی نانی همی داد

نگنجید آن سخا و فضل در تو

به دونی منقطع کردی تو آن چیز

که لعنت باد و نفرین باد بر تو

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۰در چشمت ای رفیقک ای خام قلتبان
  2. شمارهٔ ۱۶۱ - تقاضای گوشت و انگورای چو ماهی نشسته در خرگاه
  3. شمارهٔ ۱۶۲ - در رثای محمد بهروزاعتقاد محمد بهروز
  4. شمارهٔ ۱۶۳گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
  5. شمارهٔ ۱۶۴ای فلک شمس شرف جاه تو
  6. شمارهٔ ۱۶۵بخور من بود دود درمنه
  7. شمارهٔ ۱۶۶ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده
  8. شمارهٔ ۱۶۷ای زده بر فلک سراپرده
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.