پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۶۳

گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان

باشد که دست ظلم بداری ز بی‌گناه

بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت

زنهار تا از او به جزا و ناوری پناه

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۵بخور من بود دود درمنه
  2. شمارهٔ ۱۶۶ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده
  3. شمارهٔ ۱۶۷ای زده بر فلک سراپرده
  4. شمارهٔ ۱۶۸این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه
  5. شمارهٔ ۱۶۹شغل سرهنگان دین از مرد متواری مجوی
  6. شمارهٔ ۱۷۰تا کی اندر راه دین با نفس دمسازی کنی
  7. شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح خواجه اسماعیل شنیزیعلم و عمل خواجه اسماعیل شنیزی
  8. شمارهٔ ۱۷۲اگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.