پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۶۱ - تقاضای گوشت و انگور

ای چو ماهی نشسته در خرگاه

وز تو خرگاه چون سپهر از ماه

دان که داریم عزم «روز آباد»

منم و یک خر و دو سه همراه

از تومان آرزوست بره و شیر

تره و کوک و میوهٔ روباه

زان که دارند هم ز اقبالت

همرهان نان و چارپایان کاه

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۳گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
  2. شمارهٔ ۱۶۴ای فلک شمس شرف جاه تو
  3. شمارهٔ ۱۶۵بخور من بود دود درمنه
  4. شمارهٔ ۱۶۶ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده
  5. شمارهٔ ۱۶۷ای زده بر فلک سراپرده
  6. شمارهٔ ۱۶۸این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه
  7. شمارهٔ ۱۶۹شغل سرهنگان دین از مرد متواری مجوی
  8. شمارهٔ ۱۷۰تا کی اندر راه دین با نفس دمسازی کنی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.