پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح بهرامشاه

خواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او

زان که نسازد همی قبلهٔ دل سوی او

قبلهٔ عقلست و نقل پیچ و خم زلف او

دایهٔ حورست و روح بوی خوش و خوی او

شیر فلک را شدست از پی کسب شرف

مسجد حاجت روا خاک سر کوی او

تاز دو عید و یکی قدر چه خیزد ترا

عید همی بین و قدر در شکن موی او

بر سر کوی دل آی تا یابد یک دمی

رحمت درمان این زحمت داروی او

جادو اگر در بهشت نبود پس در رخش

از چه بهشتی شدست نرگس جادوی او

سایهٔ گیسوش را دار غنیمت که دل

کیسه بسی دوختست در خم گیسوی او

شیر فلک شد به شرط روبه بازی از آنک

تا به کف آرد مگر چشم چو آهوی او

قبله اگر چه بسی‌ست از پی احرام دل

چشم سنایی نساخت قبله جز ابروی او

شد ز پی دین و جاه چون سم شبدیز شاه

سجده‌گه و قبله‌گاه دایرهٔ روی او

سلطان بهرامشاه آنکه گه زور هست

گردن گردان زدن بازی بازوی او

از پی تشریف خویش در همه چین و ختا

بچهٔ یک ترک نیست ناشده هندوی او

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۸ - در هجای علی سه بوسشایا کشیخان بد اصل ای سه بوسش
  2. شمارهٔ ۱۵۹با تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدل
  3. شمارهٔ ۱۶۰در چشمت ای رفیقک ای خام قلتبان
  4. شمارهٔ ۱۶۱ - تقاضای گوشت و انگورای چو ماهی نشسته در خرگاه
  5. شمارهٔ ۱۶۲ - در رثای محمد بهروزاعتقاد محمد بهروز
  6. شمارهٔ ۱۶۳گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
  7. شمارهٔ ۱۶۴ای فلک شمس شرف جاه تو
  8. شمارهٔ ۱۶۵بخور من بود دود درمنه
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.