پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۲

هر که چون کاغذ و قلم باشد

دو زبان و دو روی گاه سخن

همچو کاغذ سیاه کن رویش

چون قلم گردنش به تیغ بزن

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۴ - در مدح جمال المعاشرین قوالای جمال معاشران چونست
  2. شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح بهرامشاهخواجه سلام علیک کو لب چون نوش او
  3. شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح بهرامشاهخواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او
  4. شمارهٔ ۱۵۷ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسفرفت قاضی بلمعالی ای سنایی آه کو
  5. شمارهٔ ۱۵۸ - در هجای علی سه بوسشایا کشیخان بد اصل ای سه بوسش
  6. شمارهٔ ۱۵۹با تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدل
  7. شمارهٔ ۱۶۰در چشمت ای رفیقک ای خام قلتبان
  8. شمارهٔ ۱۶۱ - تقاضای گوشت و انگورای چو ماهی نشسته در خرگاه
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.