پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۵۳

ای خرد را جمال و جان را زین

ذکر و شعر توام چو دین و چو دین

به دو وزنم ستوده در یک بیت

به دو بحر آب داده از یک عین

من ز شعر تو دیده موسی‌وار

در یکی بیت مجمع‌البحرین

بلبلم خوانده‌ای و سیمرغم

من خود از ناقصی غرب‌البین

پیش چشم و دل عزیز توام

چون همی بینیم به رای العین

گر نیایم بگو سنایی کو

که کسی عین را نگوید «این»

واحدم خوانده‌ای گرم بیند

پشت ایام خواندم اثنین

توبه کردم که پیش کس نشوم

خاصه در حربگاه بدر و حنین

توبه مشکن مرا که شیطانی

باشد از زادهٔ شهابی شین

آب حیوان چو یافت آتش خضر

کم گراید به باد ذوالقرنین

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح بهرامشاهخواجه سلام علیک کو لب چون نوش او
  2. شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح بهرامشاهخواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او
  3. شمارهٔ ۱۵۷ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسفرفت قاضی بلمعالی ای سنایی آه کو
  4. شمارهٔ ۱۵۸ - در هجای علی سه بوسشایا کشیخان بد اصل ای سه بوسش
  5. شمارهٔ ۱۵۹با تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدل
  6. شمارهٔ ۱۶۰در چشمت ای رفیقک ای خام قلتبان
  7. شمارهٔ ۱۶۱ - تقاضای گوشت و انگورای چو ماهی نشسته در خرگاه
  8. شمارهٔ ۱۶۲ - در رثای محمد بهروزاعتقاد محمد بهروز
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.