پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۴۵

زهرهٔ مردان نداری خدمت سلطان مکن

پنجهٔ شیران نداری عزم این میدان مکن

فرش شاهان گر ندیدی گستریده شاهوار

خویشتن چنبر مساز و نقش شادروان مکن

خانه را گر کدخدایی می‌ندانی کرد هیچ

پادشاهی زمین و ملکت یزدان مکن

در خراباتی ندانی رطل مالامال خورد

چهرهٔ زرد ار نداری دعوی ایمان مکن

صدق بوذر چون نداری چون سنایی بی‌نیاز

صحبت سلمان مجوی و دعوی ماهان مکن

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۷دعوی دین می‌کنی با نفس دمسازی مکن
  2. شمارهٔ ۱۴۸یک روز بپرسید منوچهر ز سالار
  3. شمارهٔ ۱۴۹روزگاریست که کان گهرند
  4. شمارهٔ ۱۵۰خواهد که شاعران جهان بی صله همی
  5. شمارهٔ ۱۵۱چو شعر حکیمانه گفتم ترا
  6. شمارهٔ ۱۵۲هر که چون کاغذ و قلم باشد
  7. شمارهٔ ۱۵۳ای خرد را جمال و جان را زین
  8. شمارهٔ ۱۵۴ - در مدح جمال المعاشرین قوالای جمال معاشران چونست
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.