پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۴۳

در طریق دین قدم پیوسته بوذر وار زن

ور زنی لافی ز شرع احمد مختار زن

اندر ایمان همچو شهباز خشین مردانه باش

بر عدوی دین همیشه تیغ حیدروار زن

گرد گلزار فنا تا چند گردی زابلهی

در سرای باقی آی و خیمه در گلزار زن

لشکر کفرست و حرص و شهوت اندر تن ترا

ناگهان امشب یکی بر لشکر کفار زن

حلقهٔ درگاه ربانی سحرگاهان بگیر

آتشی از نور دل در عالم غدار زن

عالم فانی چو طراریست دایم سخره گیر

گر تو مردی یک لگد بر فرق این طرار زن

بلبلی دایم همه گفتار داری گرد گل

باز شو یک چند لختی دست در کردار زن

جز برای دین نفس هرگز مزن تا زنده‌ای

چون سنایی پای همت بر سر سیار زن

ای به خواب غفلت اندر هان و هان بیدار شو

در ره معنی قدم مردانه و هشیار زن

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۵زهرهٔ مردان نداری خدمت سلطان مکن
  2. شمارهٔ ۱۴۶ای برادر خویش را زین جمع خودبینان مکن
  3. شمارهٔ ۱۴۷دعوی دین می‌کنی با نفس دمسازی مکن
  4. شمارهٔ ۱۴۸یک روز بپرسید منوچهر ز سالار
  5. شمارهٔ ۱۴۹روزگاریست که کان گهرند
  6. شمارهٔ ۱۵۰خواهد که شاعران جهان بی صله همی
  7. شمارهٔ ۱۵۱چو شعر حکیمانه گفتم ترا
  8. شمارهٔ ۱۵۲هر که چون کاغذ و قلم باشد
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.