پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۳۵ - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند

ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم

صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم

آن جای که ابرار نشستند نشستیم

وان راه که احرار گزیدند گزیدیم

گوش خود و گوش همه آراسته کردیم

از بس سخن خوب که گفتیم و شنیدیم

از روی سخا حاصل ده ملک بدادیم

با اسب شرف منزل نه چرخ بریدیم

ناگاه بزد مقرعهٔ مرگ زمانه

ما نای روان رو سوی عقبی بدمیدیم

دیدیم که در عهدهٔ صد گونه وبالیم

خود را به یکی جان ز همه باز خریدیم

پس جمله بدانید که در عالم پاداش

آنها که درین راه بدادیم بدیدیم

دادند مجازات به بندی که گشادیم

کردند مکافات به رنجی که کشیدیم

ما را همه مقصود به بخشایش حق بود

المنةلله که به مقصود رسیدیم

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۷ای علایی ببین و نیک ببین
  2. شمارهٔ ۱۳۸گفت حکیمی که مفرح بود
  3. شمارهٔ ۱۳۹چند گویی که زحمتت کردم
  4. شمارهٔ ۱۴۰منم آن مفلسی که کیسهٔ من
  5. شمارهٔ ۱۴۱ای به عین حقیقت اندر عین
  6. شمارهٔ ۱۴۲چنگری ای پارسا در عاشق مسکین به کین
  7. شمارهٔ ۱۴۳در طریق دین قدم پیوسته بوذر وار زن
  8. شمارهٔ ۱۴۴پای بلقاسم ز پای بلحکم بشناس نیک
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.