پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۱۴

ز تو ای چرخ نیلی رنگ دارم

هزاران سان عنا و درد جامع

نه تنها از تو بل کز هر چه جز تست

به من بر هست همچون سیف قاطع

مرا زان مرد نشناسی تو زنهار

که گردم از تو اندر راه راجع

طمع چون بگسلم از خلق از تو

مرا خوا یار باش و خوا منازع

چو بی‌طمعی و آزادی گزیدم

دلم بیزار گشت از حرص و قانع

بر آزادمردان و کریمان

گرانتر نیست کس از مرد طامع

ازین یاران چون ماران باطن

خلاف یکدگر همچون طبایع

بسان نسر طایر راست باشد

به پیش و پس بسان نسر واقع

عدو بسیار کس کو هر کسی را

نماند حقتعالی هیچ ضایع

چو عیسی را عدو بسیار شد زود

ببرد ایزد ورا در چرخ رابع

خسیسان را چرا اکرام کردیم

بخیلان را چرا کردیم صانع

همیشه خاک بر فرق کسی باد

که نشناسد بدی را از بدایع

حذر کن ای سنایی تو از اینها

ترا باری ندانم چیست مانع

ببر زین ناکسان و دیگران گیر

«کثیرالناس ارض الله واسع»

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۶ای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرف
  2. شمارهٔ ۱۱۷بجهم از بد ایام چنانک
  3. شمارهٔ ۱۱۸گفت بر دوخته مرا شعری
  4. شمارهٔ ۱۱۹طلوع مهر سعادت به ساحت اقبال
  5. شمارهٔ ۱۲۰تو مرا از نسب و جان و خرد خویش منی
  6. شمارهٔ ۱۲۱هر چند در میان دو گویم زمین و چرخ
  7. شمارهٔ ۱۲۲آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم
  8. شمارهٔ ۱۲۳زشت همی گویی هر ساعتم
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.