پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۱۶

ای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرف

آن به که نگویی تو سخن را ز تصوف

در کوی تصوف به تکلف مگذر هیچ

زیرا که حرامست درین کوی تکلف

در عشوهٔ خویشی تو و این مایه ندانی

ای دوست ترا از تو تویی تست تخلف

راهیست حقیقت که درو نیست تکلف

زنهار مکن در ره تحقیق توقف

می‌نشنود امروز سنایی به حقیقت

بگرفت به اسرار ره عشق و تعنف

گر زین که اگر نشنوی ای دوست ازین پس

بر شاهد یوسف نکنی قصهٔ یوسف

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۸گفت بر دوخته مرا شعری
  2. شمارهٔ ۱۱۹طلوع مهر سعادت به ساحت اقبال
  3. شمارهٔ ۱۲۰تو مرا از نسب و جان و خرد خویش منی
  4. شمارهٔ ۱۲۱هر چند در میان دو گویم زمین و چرخ
  5. شمارهٔ ۱۲۲آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم
  6. شمارهٔ ۱۲۳زشت همی گویی هر ساعتم
  7. شمارهٔ ۱۲۴چو بر قناعت ازین گونه دسترس دارم
  8. شمارهٔ ۱۲۵ای یوسف نامی که همیشه چو زلیخا
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.