پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۰۹

ای خداوند قایم قدوس

ملک تو ناقیاس و نامحسوس

قایمی خود به خود قیام تو نیست

به قیامی که هست ضد جلوس

ساحت سینه‌های مشتاقان

ز آرزوی تو شد به دور و شموس

در دل عارفان حضرت تو

صد نهال از محبتت مغروس

نور افلاک در نهاد قدم

کنی از راه عاشقان مطموس

هشت باغ و چهار رکن سرور

جنت عدن با همه ناموس

پیش آن دل بدانکه کس نخرد

به یکی مشت ارزن و سه فلوس

خاکپای بلال حضرت تو

گشته از راه دین تاج رئوس

خاک بر سر دبیر حضرت را

چون نداند همی یمین غموس

کردم آواره از مساکن عز

حل منجوس و طالع منحوس

گرچه زاغ سیاه گشتستم

نگزینم مقام جز ناقوس

زاغ گر بشنود کند در حال

زین سخنها کرشمه چو طاووس

شد مقیم سرخس و اندر وی

همچو دزدی به قلعه‌ای محبوس

ای سنایی بود که در غزنین

می‌ندانند شاه را ز عروس

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۱ای مرد سفر در طلب زاد سفر باش
  2. شمارهٔ ۱۱۲ - در رثای یکی از بزرگانگوهر روح بود خواجه وزیر
  3. شمارهٔ ۱۱۳گر مقصر شدم به خدمت تو
  4. شمارهٔ ۱۱۴ز تو ای چرخ نیلی رنگ دارم
  5. شمارهٔ ۱۱۵ثنا گفتیم ما مر خواجه‌ای را
  6. شمارهٔ ۱۱۶ای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرف
  7. شمارهٔ ۱۱۷بجهم از بد ایام چنانک
  8. شمارهٔ ۱۱۸گفت بر دوخته مرا شعری
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.