پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۱۰

چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس

نخواهم نیز عاقل بود و فرناس

مرا چون نیست بر کس هیچ تفضیل

چه خواهم کرد زهد و فضل عباس

بیاور طاس می بر دست من نه

به جای چنگ بر زن طاس بر طاس

قرین و جنس من خمار و مطرب

بسنده‌ست از همه اقران و اجناس

مرا باید خراباتی شناسد

خطیب و قاضیم گو هیچ مشناس

می است الماس و گوهر شادمانی

نگردد سفته گوهر جز به الماس

می و معشوق را بگزین به عالم

جز این دیگر همه رزق است و ریواس

چه خواهم برد از دنیا به آخر

دلی پر حسرت و یک جامه کرباس

چه گویید اندرین معنی که گفتم

اجیبوا ما سالتم ایها الناس

رفیقا جام می بر یاد من خور

که زیر آسیای غم شدم آس

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۲ - در رثای یکی از بزرگانگوهر روح بود خواجه وزیر
  2. شمارهٔ ۱۱۳گر مقصر شدم به خدمت تو
  3. شمارهٔ ۱۱۴ز تو ای چرخ نیلی رنگ دارم
  4. شمارهٔ ۱۱۵ثنا گفتیم ما مر خواجه‌ای را
  5. شمارهٔ ۱۱۶ای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرف
  6. شمارهٔ ۱۱۷بجهم از بد ایام چنانک
  7. شمارهٔ ۱۱۸گفت بر دوخته مرا شعری
  8. شمارهٔ ۱۱۹طلوع مهر سعادت به ساحت اقبال
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.