پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۹۶ - در رثای زکی‌الدین بلخی

ای برادر زکی بمرد و بشد

تا یکی به ز ما قرین جوید

تا ز آب حیات آن عالم

تن و جان از عدم فرو شوید

من ز غم مرده‌ام که کی بود او

باز از آنجا به سوی من پوید

پس تو گویی که مرثیت گویش

زنده را مرده مرثیت گوید

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۹۸این جهان بر مثال مرداریست
  2. شمارهٔ ۹۹ز جمله نعمت دنیا چو تندرستی نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۰مردمان یک چند از تقوا و دین راندند کار
  4. شمارهٔ ۱۰۱زن مخواه و ترک زن کن کاندرین ایام بار
  5. شمارهٔ ۱۰۲ای به نزد عاشقان از شاهدی
  6. شمارهٔ ۱۰۳هیچ نیکو نبود هرگز بد
  7. شمارهٔ ۱۰۴ - در صف خانگاه محمد منصور واقع در سرخس که وی در آن داروخانه و کتابخانه برای فقرا و درویشان بنیاد نهادلب روح الله ست یا دم صور
  8. شمارهٔ ۱۰۵اگر چون زر نخواهی روی عاشق
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.