پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۹۲

ای بس که نباشی تو و ای بس که درین چرخ

بی تو زحل و زهره به حوت و حمل آید

هرچ آن تو طمع داری کاید ز کواکب

ویحک همه از حکم قضای ازل آید

روزی که به دیوان مثلا دیرتر آیی

ترسی که در اسباب وزارت خلل آید

گفته‌ست سنایی که ترا با همه تعظیم

ای بس که به دیوان وزارت بدل آید

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۹۴عاشق دین‌دار باید تا که درد دین کشد
  2. شمارهٔ ۹۵گر سنایی دم زند آتش درین عالم زند
  3. شمارهٔ ۹۶ - در رثای زکی‌الدین بلخیای برادر زکی بمرد و بشد
  4. شمارهٔ ۹۷ای دریغا که روز برنایی
  5. شمارهٔ ۹۸این جهان بر مثال مرداریست
  6. شمارهٔ ۹۹ز جمله نعمت دنیا چو تندرستی نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۰مردمان یک چند از تقوا و دین راندند کار
  8. شمارهٔ ۱۰۱زن مخواه و ترک زن کن کاندرین ایام بار
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.