پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۸۶

داستان پسر هند مگر نشنیدی

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید

پدر او لب و دندان پیمبر بشکست

مادر او جگر عم پیمبر بمکید

خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت

پسر او سر فرزند پیمبر ببرید

بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنیم

لعنة الله یزیدا و علی حب یزید

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۸۸چون شکرم در آب دو چشم و دلم فلک
  2. شمارهٔ ۸۹کسی کز کار قلاشی برو بعضی عیان گردد
  3. شمارهٔ ۹۰نمی‌داند مگر آنکس مراد از کشف حال آید
  4. شمارهٔ ۹۱اول خلل ای خواجه ترا در امل آید
  5. شمارهٔ ۹۲ای بس که نباشی تو و ای بس که درین چرخ
  6. شمارهٔ ۹۳کسی را که سر حقیقت عیان شد
  7. شمارهٔ ۹۴عاشق دین‌دار باید تا که درد دین کشد
  8. شمارهٔ ۹۵گر سنایی دم زند آتش درین عالم زند
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.