پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۸۵

ز راه رفتن و آسودنم چه سود و زیان

چو هر دو معنی نتوان همی معاینه دید

یکی بسی بدوید و ندید کنگر قصر

یکی ز جای نجنبید و پیش گاه رسید

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۸۷اگر رای رحمت شود با دلم
  2. شمارهٔ ۸۸چون شکرم در آب دو چشم و دلم فلک
  3. شمارهٔ ۸۹کسی کز کار قلاشی برو بعضی عیان گردد
  4. شمارهٔ ۹۰نمی‌داند مگر آنکس مراد از کشف حال آید
  5. شمارهٔ ۹۱اول خلل ای خواجه ترا در امل آید
  6. شمارهٔ ۹۲ای بس که نباشی تو و ای بس که درین چرخ
  7. شمارهٔ ۹۳کسی را که سر حقیقت عیان شد
  8. شمارهٔ ۹۴عاشق دین‌دار باید تا که درد دین کشد
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.