پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۷۴

آخر این آمدنم نزد تو تا چند بود

تا کی این شعبده و وعده و این بند بود

تا تو پنداری کاین خادم تو ... خصیست

که به آمد شد بی‌فایده خرسند بود

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۷۶چون خاک باش در همه احوال بردبار
  2. شمارهٔ ۷۷دور عالم جز به آخر نامدست از بهر آنک
  3. شمارهٔ ۷۸چون تو شدی پیر بلندی مجوی
  4. شمارهٔ ۷۹ - در حادثهٔ زهر خوردن سرهنگ محمد خطیبی و انگشتری فرستادن سلطان مسعود رحمةالله علیه گوید و او را ستایدزهی سزای محامد محمد بن خطیب
  5. شمارهٔ ۸۰ای صدر اجل قوام دولت
  6. شمارهٔ ۸۱اگر معمار جاه او نباشد
  7. شمارهٔ ۸۲عزیز عمر چنان مگذران که آخر کار
  8. شمارهٔ ۸۳با بقای پدر پسر ناید
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.