پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۸۱

اگر معمار جاه او نباشد

بنای مملکت ویران نماید

جهان را از امانی دل بگیرد

به قدر همت ار احسان نماید

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۸۳با بقای پدر پسر ناید
  2. شمارهٔ ۸۴مبر تو رنج که روزی به رنج نفزاید
  3. شمارهٔ ۸۵ز راه رفتن و آسودنم چه سود و زیان
  4. شمارهٔ ۸۶داستان پسر هند مگر نشنیدی
  5. شمارهٔ ۸۷اگر رای رحمت شود با دلم
  6. شمارهٔ ۸۸چون شکرم در آب دو چشم و دلم فلک
  7. شمارهٔ ۸۹کسی کز کار قلاشی برو بعضی عیان گردد
  8. شمارهٔ ۹۰نمی‌داند مگر آنکس مراد از کشف حال آید
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.