پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴

ای که اطفال به گهواره درون از ستمت

سور نادیده بجویند همی ماتم را

قفسی شد ز تو عالم به همه عالمیان

اینت زحمت ز وجود تو بنی‌آدم را

وه که تا روز قیامت پی آلایش ملک

طاهری از تو نجس‌تر نبود عالم را

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۶تلخ کرد از حدیث خویش طبیب
  2. شمارهٔ ۷چند گویی که بیا تا بر وزانت برم
  3. شمارهٔ ۸ای برآراسته از لطف و سخا معدن خویش
  4. شمارهٔ ۹گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرست
  5. شمارهٔ ۱۰تا نهان گشت آفتاب خواجگان در زیر خاک
  6. شمارهٔ ۱۱مال هست از درون دل چون مار
  7. شمارهٔ ۱۲ - در مدح نظامیای که چون اندر بنان آری قصب هنگام نظم
  8. شمارهٔ ۱۳ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.