پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲

خیز ای دل زین برافگن مرکب تحویل را

وقف کن بر ناکسان این عالم تعطیل را

پاک دار از خط معنی حرف رنگ و بوی را

محو کن از لوح دعوی نقش قال و قیل را

اندرین صفهای معنی در معنی را مجوی

زان که در سرنا نیابی نفخ اسرافیل را

کی کند برداشت دریا در بیابان خرد

ناودان بام گلخن سیل رود نیل را

دست ابراهیم باید بر سر کوی وفا

تا نبرد تیغ بران حلق اسماعیل را

مرد چون عیسی مریم باید اندر راه صدق

تا بداند قدر حرف و آیت انجیل را

در شب تاری کجا بیند نشان پای مور

آنکه او در روز روشن هم نبیند پیل را

هر کسی بر تخت ملکت کی تواند یافتن

همچو گیسوی عروسان دستهٔ زنبیل را

از برون سو آب و روغن سود کی دارد ترا

چون درونسو نور نبود ذره‌ای قندیل را

خیز و اکنون خیز کانساعت بسی حسرت خوری

چون ببینی بر سر خود تیغ عزراییل را

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴ای که اطفال به گهواره درون از ستمت
  2. شمارهٔ ۵روزگار ای بزرگ چاکر تست
  3. شمارهٔ ۶تلخ کرد از حدیث خویش طبیب
  4. شمارهٔ ۷چند گویی که بیا تا بر وزانت برم
  5. شمارهٔ ۸ای برآراسته از لطف و سخا معدن خویش
  6. شمارهٔ ۹گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرست
  7. شمارهٔ ۱۰تا نهان گشت آفتاب خواجگان در زیر خاک
  8. شمارهٔ ۱۱مال هست از درون دل چون مار
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.