فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۴۱۴۱ جمعی که جان به لب گویا سپرده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۴۲ آنان که دل ز کینه سبکبار کرده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۴۳ گر خلق را به حرف دهن باز کرده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۴۴ خال ترا ز دیده تر سبز کرده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۴۵ این غافلان که جود فراموش کرده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۴۶ جمعی که افسر از خرد خام کرده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۴۷ این آهوان که گردن دعوی کشیدهاند
- غزل شمارهٔ ۴۱۴۸ مردم ز فیض عالم بالا چه دیده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۴۹ گوش از برای نغمه تر آفریده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۵۰ گر یار را غنی ز نیاز آفریده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۵۱ مردان اگر نفس به فراغت کشیدهاند
- غزل شمارهٔ ۴۱۵۲ عشاق سر به جیب نه آسان کشیده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۵۳ عشاق دل به دیده روشن کشیده اند
- غزل شمارهٔ ۴۱۵۴ از آفتاب چاشنی صبح شد بلند
- غزل شمارهٔ ۴۱۵۵ جمعی که زیر خاک دل پاک می برند
- غزل شمارهٔ ۴۱۵۶ این غافلان که دست به پیمانه میبرند
- غزل شمارهٔ ۴۱۵۷ قربانیان شکفته به قصاب برخورند
- غزل شمارهٔ ۴۱۵۸ آزادگان کجا غم دستار می خورند
- غزل شمارهٔ ۴۱۵۹ چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
- غزل شمارهٔ ۴۱۶۰ زیر سپهر دست دعا موج می زند
- غزل شمارهٔ ۴۱۶۱ داغ از حرارت جگرم داد میزند
- غزل شمارهٔ ۴۱۶۲ گلزار جوش حسن خداداد میزند
- غزل شمارهٔ ۴۱۶۳ ابر بهار سینه به گلزار می زند
- غزل شمارهٔ ۴۱۶۴ عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
- غزل شمارهٔ ۴۱۶۵ فال وصال او دل رنجور میزند
- غزل شمارهٔ ۴۱۶۶ خط تو راه دین ودل وهوش می زند
- غزل شمارهٔ ۴۱۶۷ یاقوت با لب تودم از رنگ می زند
- غزل شمارهٔ ۴۱۶۸ زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند
- غزل شمارهٔ ۴۱۶۹ زینسان که شیشه خنده مستانه می زند
- غزل شمارهٔ ۴۱۷۰ تا سالکان به آبله پایی نمی رسند
- غزل شمارهٔ ۴۱۷۱ جمعی که در لباس می ناب می کشند
- غزل شمارهٔ ۴۱۷۲ عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۷۳ وقت است نوبهار در عیش وا کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۷۴ محبوس آسمان چه پروبال واکند
- غزل شمارهٔ ۴۱۷۵ آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۷۶ آرام را خرام تو آتش عنان کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۷۷ مشکل دل رمیده هوای وطن کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۷۸ هشیار را خرام تو سر مست می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۷۹ هر بلبلی که زمزمه بنیاد میکند
- غزل شمارهٔ ۴۱۸۰ معشوق کی زاهل هوس یاد می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۸۱ دل را سیاه آه غم آلود می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۸۲ بی حاصلی که تربیت بید می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۸۳ مخمور را نگاه تو سرشار میکند
- غزل شمارهٔ ۴۱۸۴ از دور باش کی حذر اغیار میکند
- غزل شمارهٔ ۴۱۸۵ مست است وخنده بر من مهجور می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۸۶ پیمانه چاره سر پرشور می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۸۷ تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۸۸ بر باد می دهد سر بی مغز چون حباب
- غزل شمارهٔ ۴۱۸۹ عاشق کجا به شکوه دهن باز میکند
- غزل شمارهٔ ۴۱۹۰ از نسبت عذار تو گل ناز میکند
- غزل شمارهٔ ۴۱۹۱ هر غافلی که خنده به آواز میکند
- غزل شمارهٔ ۴۱۹۲ نازش کسی که بر پدر خویش می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۹۳ هردم نه بیسبب دل ما رقص میکند
- غزل شمارهٔ ۴۱۹۴ با مردم آنچه شعله ادراک می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۹۵ جان رمیده جسم گران را چه می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۹۶ با خاطر گرفته کدورت چه می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۹۷ حیران عشق او زر وگوهر چه می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۹۸ از کف عنان گذاشته منزل چه می کند
- غزل شمارهٔ ۴۱۹۹ تیغ زبان به عاشق حیران چه میکند
- غزل شمارهٔ ۴۲۰۰ با عاشقان عداوت گردون چه می کند
متن اشعار به نقل از گنجور.