پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۴۱ جمعی که جان به لب گویا سپرده اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۴۲ آنان که دل ز کینه سبکبار کرده اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۴۳ گر خلق را به حرف دهن باز کرده اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۴۴ خال ترا ز دیده تر سبز کرده اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۴۵ این غافلان که جود فراموش کرده اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۴۶ جمعی که افسر از خرد خام کرده اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۴۷ این آهوان که گردن دعوی کشیده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۴۸ مردم ز فیض عالم بالا چه دیده اند
  9. غزل شمارهٔ ۴۱۴۹ گوش از برای نغمه تر آفریده اند
  10. غزل شمارهٔ ۴۱۵۰ گر یار را غنی ز نیاز آفریده اند
  11. غزل شمارهٔ ۴۱۵۱ مردان اگر نفس به فراغت کشیده‌اند
  12. غزل شمارهٔ ۴۱۵۲ عشاق سر به جیب نه آسان کشیده اند
  13. غزل شمارهٔ ۴۱۵۳ عشاق دل به دیده روشن کشیده اند
  14. غزل شمارهٔ ۴۱۵۴ از آفتاب چاشنی صبح شد بلند
  15. غزل شمارهٔ ۴۱۵۵ جمعی که زیر خاک دل پاک می برند
  16. غزل شمارهٔ ۴۱۵۶ این غافلان که دست به پیمانه می‌برند
  17. غزل شمارهٔ ۴۱۵۷ قربانیان شکفته به قصاب برخورند
  18. غزل شمارهٔ ۴۱۵۸ آزادگان کجا غم دستار می خورند
  19. غزل شمارهٔ ۴۱۵۹ چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
  20. غزل شمارهٔ ۴۱۶۰ زیر سپهر دست دعا موج می زند
  21. غزل شمارهٔ ۴۱۶۱ داغ از حرارت جگرم داد می‌زند
  22. غزل شمارهٔ ۴۱۶۲ گلزار جوش حسن خداداد می‌زند
  23. غزل شمارهٔ ۴۱۶۳ ابر بهار سینه به گلزار می زند
  24. غزل شمارهٔ ۴۱۶۴ عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
  25. غزل شمارهٔ ۴۱۶۵ فال وصال او دل رنجور می‌زند
  26. غزل شمارهٔ ۴۱۶۶ خط تو راه دین ودل وهوش می زند
  27. غزل شمارهٔ ۴۱۶۷ یاقوت با لب تودم از رنگ می زند
  28. غزل شمارهٔ ۴۱۶۸ زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند
  29. غزل شمارهٔ ۴۱۶۹ زینسان که شیشه خنده مستانه می زند
  30. غزل شمارهٔ ۴۱۷۰ تا سالکان به آبله پایی نمی رسند
  31. غزل شمارهٔ ۴۱۷۱ جمعی که در لباس می ناب می کشند
  32. غزل شمارهٔ ۴۱۷۲ عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند
  33. غزل شمارهٔ ۴۱۷۳ وقت است نوبهار در عیش وا کند
  34. غزل شمارهٔ ۴۱۷۴ محبوس آسمان چه پروبال واکند
  35. غزل شمارهٔ ۴۱۷۵ آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
  36. غزل شمارهٔ ۴۱۷۶ آرام را خرام تو آتش عنان کند
  37. غزل شمارهٔ ۴۱۷۷ مشکل دل رمیده هوای وطن کند
  38. غزل شمارهٔ ۴۱۷۸ هشیار را خرام تو سر مست می کند
  39. غزل شمارهٔ ۴۱۷۹ هر بلبلی که زمزمه بنیاد می‌کند
  40. غزل شمارهٔ ۴۱۸۰ معشوق کی زاهل هوس یاد می کند
  41. غزل شمارهٔ ۴۱۸۱ دل را سیاه آه غم آلود می کند
  42. غزل شمارهٔ ۴۱۸۲ بی حاصلی که تربیت بید می کند
  43. غزل شمارهٔ ۴۱۸۳ مخمور را نگاه تو سرشار می‌کند
  44. غزل شمارهٔ ۴۱۸۴ از دور باش کی حذر اغیار می‌کند
  45. غزل شمارهٔ ۴۱۸۵ مست است وخنده بر من مهجور می کند
  46. غزل شمارهٔ ۴۱۸۶ پیمانه چاره سر پرشور می کند
  47. غزل شمارهٔ ۴۱۸۷ تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
  48. غزل شمارهٔ ۴۱۸۸ بر باد می دهد سر بی مغز چون حباب
  49. غزل شمارهٔ ۴۱۸۹ عاشق کجا به شکوه دهن باز می‌کند
  50. غزل شمارهٔ ۴۱۹۰ از نسبت عذار تو گل ناز می‌کند
  51. غزل شمارهٔ ۴۱۹۱ هر غافلی که خنده به آواز می‌کند
  52. غزل شمارهٔ ۴۱۹۲ نازش کسی که بر پدر خویش می کند
  53. غزل شمارهٔ ۴۱۹۳ هردم نه بی‌سبب دل ما رقص می‌کند
  54. غزل شمارهٔ ۴۱۹۴ با مردم آنچه شعله ادراک می کند
  55. غزل شمارهٔ ۴۱۹۵ جان رمیده جسم گران را چه می کند
  56. غزل شمارهٔ ۴۱۹۶ با خاطر گرفته کدورت چه می کند
  57. غزل شمارهٔ ۴۱۹۷ حیران عشق او زر وگوهر چه می کند
  58. غزل شمارهٔ ۴۱۹۸ از کف عنان گذاشته منزل چه می کند
  59. غزل شمارهٔ ۴۱۹۹ تیغ زبان به عاشق حیران چه می‌کند
  60. غزل شمارهٔ ۴۲۰۰ با عاشقان عداوت گردون چه می کند

متن اشعار به نقل از گنجور.