پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۶۶

خط تو راه دین ودل وهوش می زند

ته جرعه ای است این که به سرجوش می زند

از خط سبز مستی حسن تو کم نشد

این می به شیشه رفت وهمان جوش می زند

بر آتش عذار تو دامان دیگرست

هر سیلیی که خط به بناگوش می زند

از خط فزودمستی آن چشم پر خمار

در نوبهار چشمه فزون جوش می زند

روی زمین زلغزش مستان شودکبود

زینسان که جلوه توره هوش می زند

از شرم اگرچه نیست زبان طلب مرا

خمیازه حلقه بر لب خاموش می زند

با سرو سرکشی که ز خودراست بگذرد

امید فال خلوت آغوش می زند

سنگی که می زند به من آن طفل شوخ چشم

دست نوازشی است که بر دوش می زند

باشد پیاده ای که زندخنده برسوار

زاهد که خنده بر من مدهوش می زند

صائب دلیل پختگی عقل خامشی است

تا نارس است باده به خم جوش می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۶۸زخم تو تیغ بر جگر ماه می زند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۶۹زینسان که شیشه خنده مستانه می زند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷۰تا سالکان به آبله پایی نمی رسند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۷۱جمعی که در لباس می ناب می کشند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۷۲عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۷۳وقت است نوبهار در عیش وا کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷۴محبوس آسمان چه پروبال واکند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۷۵آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.