پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷۲

عاشق کجا به کعبه و دیر التجا کند

حاشا که خضر پیروی نقش پا کند

کی ناز خشک می کشد از موجه سراب

لب تشنه ای که ناز به آب بقا کند

زنجیر بندخانه تقدیر محکم است

چون مور از میان کمر حرص وا کند

بی جذبه مشکل است برون آمدن ز خویش

این کاه را ز دانه جداکهربا کند

تخمی که سوخت ناز بهاران نمی کشد

بخل فلک چه با دل بی مدعا کند

ناف غزال کاسه دریوزه می شود

چون زلف مشکبار ترا شانه وا کند

این خط سبز کز لب لعل تو سرزده است

عالم سیه به دیده آب بقا کند

طوطی ز وصل آینه شیرین کلام شد

گر برخورد به آینه رویی چها کند

بسته است صف ز سرو وصنوبر حریم باغ

تا اقتدا به قامت آن دلربا کند

پوشیده چشم می گذرد از عزیز مصر

آیینه ای که چشم به روی تو وا کند

با آه عاشقان چه بود خرده نجوم

مشکل به خرج باد زر گل وفا کند

خالی نگردد از گل بی خار دامنش

خاری اگر وطن به مقام رضا کند

افتاده است تا ره صائب به خانقاه

وقت است خاک میکده را توتیا کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۷۴محبوس آسمان چه پروبال واکند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۷۵آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷۶آرام را خرام تو آتش عنان کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۷۷مشکل دل رمیده هوای وطن کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۷۸هشیار را خرام تو سر مست می کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۷۹هر بلبلی که زمزمه بنیاد می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۸۰معشوق کی زاهل هوس یاد می کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸۱دل را سیاه آه غم آلود می کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.