پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷۷

مشکل دل رمیده هوای وطن کند

شبنم چنان نرفت که یاد چمن کند

آنها که دید یوسف از اخوان سنگدل

خونش به گردن است که یاد وطن کند

دل می کند به سینه ما بیدلان رجوع

گر نافه بازگشت به ناف ختن کند

دلهای جمع را کند آشفته یاد من

رازی نمی شوم که کسی یاد من کند

بی پرده نقش صورت شیرین نگاشته است

تا انتقام عشق چه با کوهکن کند

بسیار رو مده دل عشاق را مباد

زلف تورا گرانی دل بی شکن کند

بال ملک چو برگ خزان دیده ریخته است

پروانه را که یاد در آن انجمن کند

صائب مرا ز درد سخن خورد وخواب نیست

کو عیسیی که چاره درد سخن کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۷۹هر بلبلی که زمزمه بنیاد می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۸۰معشوق کی زاهل هوس یاد می کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۸۱دل را سیاه آه غم آلود می کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۸۲بی حاصلی که تربیت بید می کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۸۳مخمور را نگاه تو سرشار می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۸۴از دور باش کی حذر اغیار می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۸۵مست است وخنده بر من مهجور می کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸۶پیمانه چاره سر پرشور می کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.