پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۸۵

مست است وخنده بر من مهجور می کند

کان نمک ببین چه به ناسور می کند

درفکر دانه دزدی خالش گداختم

دامم به خاک نقش پی مور می کند

ما صلح می کنیم به یک کوکب از فلک

خرمن چرا مضایقه با مور می کند

نزدیک او اگرچه مرا راه حرف نیست

اما نگاهبانیم از دور می کند

سر سبز باد تاک که زهاد خشک را

سیلی زنان ز سایه خود دور می کند

غیر از سپند سوخته جان در حریم او

دیگر که یاد صائب مجهور می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۸۷تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۸۸بر باد می دهد سر بی مغز چون حباب
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۸۹عاشق کجا به شکوه دهن باز می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۹۰از نسبت عذار تو گل ناز می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۹۱هر غافلی که خنده به آواز می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۹۲نازش کسی که بر پدر خویش می کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۹۳هردم نه بی‌سبب دل ما رقص می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۹۴با مردم آنچه شعله ادراک می کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.