پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۹۱

هر غافلی که خنده به آواز می‌کند

چون کبک رهنمایی شهباز می‌کند

از حسن بی‌مثال تو غافل فتاده است

آن ساده‌دل که آینه‌پرداز می‌کند

باطل شود اگرچه به اعجاز سحرها

در سحر چشم شوخ تو اعجاز می‌کند

افسانه گرانی خواب تو می‌شود

پیش تو هرکه درددل آغاز می‌کند

روشندلی ز زخم زبان می‌شود زیاد

بیهوده شمع سرکشی از گاز می‌کند

دارد کسی که فکر اقامت درین جهان

در رهگذار سیل کمر باز می‌کند

دست نوازش است مرادست رد خلق

چون ساز گوشمال مرا ساز می‌کند

در خون جلوه می گلرنگ می‌رود

هرکس که در کدو می شیراز می‌کند

افتاده است دور ز نزدیکی خدا

صائب کسی که ذکر به آواز می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۹۳هردم نه بی‌سبب دل ما رقص می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۹۴با مردم آنچه شعله ادراک می کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۹۵جان رمیده جسم گران را چه می کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۹۶با خاطر گرفته کدورت چه می کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۹۷حیران عشق او زر وگوهر چه می کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۹۸از کف عنان گذاشته منزل چه می کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۹۹تیغ زبان به عاشق حیران چه می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۰۰با عاشقان عداوت گردون چه می کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.