پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۹۵

جان رمیده جسم گران را چه می کند

تیر ز شست جسته کمان را چه می کند

مژگان غبار آینه اهل حیرت است

محو رخ تو باغ جنان را چه می کند

چون مغز پخته شد شود از پوست بی نیاز

یکتای عشق هر دوجهان را چه می کند

لنگر حریف شورش دریای عشق نیست

دیوانه تو رطل گران را چه می کند

شکرخدا که نیست به کف اختیار ما

دست زکار رفته عنان را چه می کند

تن پروران به رشته جان بسته اند دل

از خود گسسته رشته جان را چه می کند

بالاتر از یقین وگمان است جای او

جویای او یقین وگمان را چه می کند

در راه عشق دام عمارت مکن به خاک

از لامکان گذشته مکان را چه می کند

صائب زبان خوش است پی عرض مدعا

بی مدعای عشق زبان را چه می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۹۷حیران عشق او زر وگوهر چه می کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۹۸از کف عنان گذاشته منزل چه می کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۹۹تیغ زبان به عاشق حیران چه می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۰۰با عاشقان عداوت گردون چه می کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۰۱با طفل آنچه جنبش گهواره می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۰۲ریزش چو شیشه هرکه به آوازه می کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۰۳دل را نگاه گرم تو دیوانه می کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۰۴هر چند یار ما همه جا جلوه می کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.