پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷۹

هر بلبلی که زمزمه بنیاد می‌کند

اول مرا به برگ گلی یاد می‌کند

از درد رو متاب که یک قطره خون گرم

در دل هزار میکده ایجاد می‌کند

آهی که زیر لب شکند دردمند عشق

در سینه کار تیشهٔ فولاد می‌کند

این ظلم دیگرست که عاشق شکار من

چون مرغ پر شکسته شد آزاد می‌کند

در ناف حسن سعی شود مشک عاقبت

خونی که صید در دل صیاد می‌کند

دیوان عاشقان به قیامت نمی‌کشد

ایام خط تلافی بیداد می‌کند

عاجز چو سبزه ته سنگ است در دلت

آهم که ریشه در دل فولاد می‌کند

خواهد ثواب بت‌شکنان یافت روز حشر

هرکس که در شکست من امداد می‌کند

رنگی که از خزان خجالت شکسته شد

بر چهره کار سیلی استاد می‌کند

پیوسته سرخ رو بود از پاک گوهری

هرکس که چون شراب دلی شاد می‌کند

از پیچ و تاب اهل سخن صائب آگه است

چون سرو هرکه مصرعی ایجاد می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۸۱دل را سیاه آه غم آلود می کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۸۲بی حاصلی که تربیت بید می کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۸۳مخمور را نگاه تو سرشار می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۸۴از دور باش کی حذر اغیار می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۸۵مست است وخنده بر من مهجور می کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۸۶پیمانه چاره سر پرشور می کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۸۷تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸۸بر باد می دهد سر بی مغز چون حباب
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.