پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۸۲

بی حاصلی که تربیت بید می کند

این شغل پوچ را به چه امید می کند

چون خضر هرکه ذوق شهادت نیافته است

رغبت به زندگانی جاوید می کند

از برگ بهر قتل خود آماده است تیغ

بی حاصلی نگر که چه با بید می کند

نشنیده است بلبل بی درد بوی عشق

این ناله های زار به تقلید می کند

چون شبنم آن کسی که بلندست همتش

دامن گره به دامن خورشید می کند

کوه از صدای خوش چه عجب گرز جا رود

گردون طرب به نغمه ناهید می کند

دست از اثر مدار که تا جام هست خلق

بی اختیار یاد ز جمشید می کند

بی گفتگو ز معنی تجرید غافل است

آن ساده دل که دعوی تجرید می کند

بی طالعی که شکوه ندارد ز روزگار

روز سیاه خویش شب عید می کند

از فکر زلف وروی تو آن کس که فارغ است

شب روز و روز شب به چه امید می کند

هر کس صفیر خامه صائب شنیده است

کی گوش بر ترانه ناهید می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۸۴از دور باش کی حذر اغیار می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۸۵مست است وخنده بر من مهجور می کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۸۶پیمانه چاره سر پرشور می کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۸۷تقدیر قطع رشته تدبیر می کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۸۸بر باد می دهد سر بی مغز چون حباب
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۸۹عاشق کجا به شکوه دهن باز می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۹۰از نسبت عذار تو گل ناز می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۹۱هر غافلی که خنده به آواز می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.