پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷۵

آنجا که شوق دست حمایت بدر کند

شبنم در آفتاب قیامت سفر کند

قارون شود ز لخت دل وپاره جگر

بر هر زمین که قافله ما گذر کند

انجام تخم سوخته پامال گشتن است

آن دانه نیست دل که سر از خاک برکند

پیچیده تر زجوهر تیغ است راه عشق

خونش به گردن است که این راه سرکند

طوطی اگر به چاشنی حرف خود رسد

گردد دهانش تلخ چو یاد شکر کند

گشتیم چون صبا به سراپای لاله زار

داغ نیافتیم که دل را خبر کند

چون عاملی که دل ز در خانه جمع کرد

حاجی ستم به خلق خدا بیشتر کند

در منزل نخست دل خویش می خورد

چون راهرو به توشه مردم سفر کند

در خلوت دل است تماشای هر دو کون

صائب چگونه سر ز گریبان بدر کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۷۷مشکل دل رمیده هوای وطن کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۷۸هشیار را خرام تو سر مست می کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷۹هر بلبلی که زمزمه بنیاد می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۸۰معشوق کی زاهل هوس یاد می کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۸۱دل را سیاه آه غم آلود می کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۸۲بی حاصلی که تربیت بید می کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۸۳مخمور را نگاه تو سرشار می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸۴از دور باش کی حذر اغیار می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.