پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷۳

وقت است نوبهار در عیش وا کند

باغ از شکوفه خنده دندان نما کند

جامی به گردش آر که این کهنه آسیا

وقت است استخوان مرا توتیا کنند

امروز چون حباب درین بحر آبگون

دولت در آن سرست که کسب هوا کند

گر بگذرد به غنچه پیکان نسیم صبح

بی اختیار لب به شکر خنده وا کند

خونش بود به فتوی پیر مغان حلال

در نو بهار هرکه صبوحی قضاکند

ابری که نرم کرد دل سنگ خاره را

کی توبه مرا به درستی رها کند

صائب به غیر روی عرقناک یار نیست

ابر تری که آینه دل جلا کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۷۵آنجا که شوق دست حمایت بدر کند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۷۶آرام را خرام تو آتش عنان کند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷۷مشکل دل رمیده هوای وطن کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۷۸هشیار را خرام تو سر مست می کند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۷۹هر بلبلی که زمزمه بنیاد می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۸۰معشوق کی زاهل هوس یاد می کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۸۱دل را سیاه آه غم آلود می کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸۲بی حاصلی که تربیت بید می کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.